شواهد فوت

یک پزشک قانونی در مواجهه با بدن فردی که در گذشته است چه باید بکند؟ همیشه باید توجه بکنیم که فرد فوت شده ممکن است بر اثر حادثه فوت شده باشد. بدن فرد فوت شده می تواند شاهد گویایی از وقوع جرم یا حدوث واقعه ای باشد . در بسیاری از موارد در جسد علایمی دیده می شود که به منزله زبان گویایی از شرح واقعه و نحوه حدوث مرگ است . تشخیص علت مرگ ، تعیین هویت ، سن ، جنس ، نژاد ، زمان مرگ و صدور مجوز دفن از وظایف عمده پزشکی قانونی است . صدور گواهی مرگ مستلزم قطعی شدن وقوع آن است .

مرگ قطعیمرگ

توقف قطعی و برگشت ناپذیر اعمال قلبی ، عروقی و تنفسی ، حسی و حرکتی است که مرگ سلول های مغزی بر وجود آن صحه می گذارد . به نظر می رسد این تعریف به عنوان تعریف جامع و کامل برای مرگ پذیرفتنی و مورد استفاده باشد در این تعریف باید به دو مفهوم توجه بیشتری داشت ، ابتدا برگشت ناپذیری اعمال حیاتی و دوم منجر شدن این تغییرات به مرگ سلول های مغزی .

نزع

 حالتی است که قبل از وقوع مرگ رخ می دهد. یعنی اعمال تنفسی مختل شده ، هشیاری از بین می رود ، دید چشم ها تیره شده ، شنوایی تقلیل می یابد و چهره رنگ می بازد . اما زندگی به یکباره پایان نمی پذیرد ، بلکه مرگ به تدریج از مراکز اصلی حیاتی شروع می شود و به سایر اعضا می رسد . ابتدا مرگ عملکردی اعضای بدن رخ می دهد . مثلاً کار کلیه متوقف می شود ، سپس مرگ نسجی به دنبال آن عارض می شود و بافتهای تشکیل دهنده اعضا می میرند ، سرانجام با وقفه برگشت ناپذیر اعمال قلبی ، عروقی ، حسی و حرکتی ، که مرگ سلول های مغزی هم با آن همراه است ، مرگ قطعی اتفاق می افتد.

مرگ ظاهری

در سرحد مرگ و زندگی حالتی رخ می دهد که طی آن اعمال تنفسی و حرکات قلبی بی نهایت خفیف شده در ظاهر به نظر می رسد که متوقف شده اند ، در حالی که هنوز به طور ضعیف به کار خود ادامه می دهند . در واقع ، مرگ ظاهری حالتی از حیات است که زیر ماسک مرگ پنهان شده است . در افرادی که دچار مرگ ظاهری می شوند ، عضلات بدن شل شده ، هشیاری زایل می شود و فرد به حالت بی هوشی می رود همچنین حرکات تنفسی و قلبی بی نهایت خفیف شده ، در ظاهر متوقف به نظر می رسد . شناسایی و تشخیص مرگ مغزی مهم است ، زیرا با اقدام درمانی مناسب و به موقع از جمله ماساژ قلبی و اقدامات احیا ، می توان بیمار را نجات داد و از مرگ قطعی وی جلوگیری کرد . آنچه در گذشته از زنده به گور شدن افراد یا زنده شدن مردگان در سردخانه یا غسالخانه حکایت می شد ، در بسیاری از موارد مصادیق همین مرگ های ظاهری بوده اند که به غلط مرگ قطعی قلمداد شده بود . پدیده مرگ ظاهری در برخی موارد از جمله در برق گرفتگی ، سرما زدگی ، غرق شدگی و برخی مسمومیت ها (ازجمله مسمومیت با فنوباربیتال)بیشتر رخ می دهد 

حالت کما

در واقع ، اختلال شدید هشیاری است . فردی که دچار کما (اغما) می شود به علل گوناگون از جمله تغییرات مواد حیاتی و املاح مورد نیاز بدن یا افزایش مواد زاید موجود در بدن ، خونریزی مغزی یا سایر صدمات مغزی دچار کاهش شدید هشیاری می شود . کما ، بسته به شدت و عمق کاهش هشیاری واجد درجه بندیهای متفاوت است و هرچه درجه آن بالاتر باشد نشان از وخامت و شدت کما دارد. بسته به علت ایجاد کننده کما ، شرایط بدنی بیمار ، جامع و موفق بودن اقدامات درمانی ، ممکن است وضعیت فردی که دچار کما شده کم کم بهبود یابد و هشیاری اش به میزان طبیعی نزدیک شده ، یا اینکه حال وی وخیم تر شود و فوت شود.

مرگ مغزی

مرگ مغزی ، نابودی و برگشت ناپذیری اعمال عالیه مغزی انسان است . در هنگام مرگ مغزی اگرچه سایر اعضای بدن مانند قلب ، ششها و کلیه و کبد به کمک دارو ها ، دستگاهها و تجهیزات پزشکی به کار خود ادامه می دهند ، اعمال عالیه مغزی و قسمت زیرین مغز (ساقه مغز) مانند تفکر ، هشیاری ، حافظه ، تکلم و اعمال تنفسی و کنترل ضربان قلب که مغز انجام می دهد ، همگی به صورت برگشت ناپذیر متوقف می شوند . به دنبال علل وقوع مرگ مغزی ، سایر ارگان ها و جوارح بدن انسان نیز در اثر صدمات گوناگون ، عفونت ها ، بر هم خوردن تعادل املاح و مواد حیاتی بدن ، دچار مشکل شده ، عملکرد آ نها مختل و متوقف می شود . بنابراین با دانش امروزی بشر در صورتی که وقوع مرگ مغزی در کسی احراز شود ، مرگ قطعی وی حتمی می باشد .

 

جهت اجاره حجله عزا کلیک کنید.

منبع : کتاب پزشکی قانونی

به نقل از ویلاگ علم حقوق